روایت برند فیلیمو؛ هم‌گام با مخاطب

روایت برند فیلیمو؛ هم‌گام با مخاطب

فهرست مطالب

سریال به‌یادماندنی «قهوه‌ی تلخ» با جهان منحصربه‌فرد، لحن متفاوت و شخصیت‌های ماندگارش، فراتر از یک اثر سرگرم‌کننده بود. پخش این سریال در شبکه‌ی نمایش خانگی، قالب‌های سنتی را شکست و تجربه‌ی تماشای فیلم و سریال را به امری شخصی و انتخاب‌محور بدل کرد.

در این معنا، «قهوه‌ی تلخ» را می‌توان نخستین نشانه‌ی جدی تغییر در شیوه‌ی مصرف رسانه در ایران دانست. فیلیمو درست در امتداد همین تغییر شکل گرفت؛ نه به‌عنوان یک جهش ناگهانی، بلکه به‌مثابه پاسخی مرحله‌به‌مرحله به مسیری که مخاطب پیش‌تر آن را آغاز کرده بود. این پلتفرم حاصل انباشت تجربه، مشاهده‌ی دقیق رفتار مخاطب، پژوهش مستمر و تصمیم‌گیری‌های حساب‌شده در مقاطعی است که الگوهای مصرف کاربران در حال دگرگونی بود.

این نوشتار، داستان شکل‌گیری فیلیمو را نه از منظر موفقیت‌های امروز، بلکه از دل انتخاب‌هایی روایت می‌کند که در زمان خود بدیهی و آسان نبودند و آینده‌ای نامطمئن پیشِ رو داشتند؛ انتخاب‌هایی که در نهایت، فیلیمو را به بخشی پایدار از عادت تماشای مخاطب ایرانی بدل کردند.

پیش‌درآمد فیلیمو؛ آزمون و خطا در اکوسیستم دیجیتال ایران

پیش از آن‌که «فیلیمو» به نامی شناخته‌شده و تثبیت‌شده در اکوسیستم دیجیتال ایران بدل شود، مسیری طولانی از تجربه‌اندوزی، آزمون‌های پرهزینه و تصمیم‌های جسورانه طی شده بود؛ مسیری که به‌طور مستقیم با نام برادران شکوری‌مقدم گره خورده است. این مسیر از کنجکاوی نسبت به ظرفیت‌های نوظهور اینترنت و تلاشی پیوسته برای فهم رفتار کاربر ایرانی آغاز شد؛ تلاشی که به‌مرور از تجربه‌های پراکنده فراتر رفت و به بینشی عملی و چارچوبی قابل اتکا برای تصمیم‌گیری تبدیل شد.

محمدجواد شکوری‌مقدم، متولد ۱۳۶۱، در میانه‌ی تحصیل در رشته‌ی مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مسیر متفاوتی را برگزید. علاقه به برنامه‌نویسی و فضای نوپای اینترنت، او را به سمت تجربه‌ی عملی سوق داد؛ مسیری که با همراهی برادرش محمدمهدی شکوری‌مقدم شکل گرفت. نخستین تجربه‌ی جدی این دو برادر در فضای دیجیتال، راه‌اندازی شبکه‌ی اجتماعی «کلوب» در سال ۱۳۸۳ بود؛ پروژه‌ای زودهنگام که با سرمایه‌ای محدود و حتی فروش یک خودروی شخصی آغاز شد و تلاشی برای بومی‌سازی تجربه‌ی شبکه‌های اجتماعی جهانی، در زمانی بود که این فضا هنوز برای بسیاری ناشناخته محسوب می‌شد.

کلوب، هرچند در مقاطعی توانست توجه بخشی از کاربران ایرانی را جلب کند، اما در نهایت به یک موفقیت پایدار در مقیاس ملی نرسید. بااین‌حال، اهمیت کلوب نه در سرنوشت نهایی آن، بلکه در درس‌هایی بود که به‌جا گذاشت: این‌که رشد کاربر بدون زیرساخت فنی قابل‌اتکا، مدل درآمدی روشن و درک دقیق الگوی مصرف دوام نخواهد داشت. شکستی که در ظاهر پایان یک مسیر به نظر می‌رسید، در عمل به نقطه‌ی آغاز یادگیری عمیق‌تر درباره‌ی اقتصاد محتوا و رفتار کاربر ایرانی تبدیل شد.

این مسیر آزمون‌وخطا با ورود برادران شکوری‌مقدم به حوزه‌ی تبلیغات دیجیتال و تأسیس «صباویژن» ادامه یافت؛ تجربه‌ای که آن‌ها را به‌طور عملی با سازوکار درآمدزایی در فضای آنلاین، منطق اثرگذاری تبلیغات و نقش داده‌های واقعیِ رفتار کاربران در تصمیم‌گیری آشنا کرد. اندکی بعد، خرید «میهن‌بلاگ»، یکی از پرمخاطب‌ترین سرویس‌های وبلاگ فارسی در آن سال‌ها، امکان مواجهه‌ی مستقیم با تولیدکنندگان محتوا و الگوهای واقعی مصرف محتوا را برای آن‌ها فراهم ساخت. در این دوره، اینترنت دیگر صرفاً بستری برای انتشار محتوا نبود؛ بلکه به‌عنوان یک زیست‌بوم کامل دیده می‌شد که در آن محتوا، مخاطب، زیرساخت فنی و مدل اقتصادی به‌هم پیوسته‌اند و هر تصمیم، پیامدهای مشخصی بر رفتار کاربران و عملکرد پلتفرم دارد. 

نقطه‌ی عطف این روند، راه‌اندازی آپارات در سال ۱۳۸۹ بود؛ تجربه‌ای که مسئله‌ی توزیع ویدئو در مقیاس ملی را به‌صورت عملی حل کرد و امکان آزمودن واقعی منطق پلتفرم‌سازی را فراهم آورد. آپارات بیش از آن‌که صرفاً یک محصول موفق باشد، به مدرسه‌ای عملی برای یادگیری بدل شد؛ یادگیری مدیریت زیرساخت، مقیاس‌پذیری، سیاست‌گذاری محتوا و تحلیل رفتار تماشای کاربران در شرایط واقعی و پرترافیک.

دانشی که در این مرحله انباشته شد، مستقیماً مسیر تولد فیلیمو را هموار کرد. اگر آپارات پاسخی به نیاز «تماشای رایگان و همگانی» بود، فیلیمو بر شانه‌های همان تجربه ایستاد تا به پرسشی به‌مراتب دشوارتر پاسخ دهد: آیا مخاطب ایرانی حاضر است برای تجربه‌ای باکیفیت، انتخاب‌محور و پایدار هزینه پرداخت کند؟ 

مشاوره رایگان خرید اشتراک رسمیو
با تیم پشتیبانی ما در ارتباط باشید تا به سوالات شما پاسخ دهند.

صبا ایده؛ بستر شکل‌گیری فیلیمو

تجربه‌هایی که از کلوب تا آپارات انباشته شده بود، برای ادامه‌ی مسیر به یک چارچوب نهادی منسجم نیاز داشت؛ ساختاری که بتواند یادگیری‌های پراکنده را به تصمیم‌هایی پایدار، قابل تکرار و مقیاس‌پذیر تبدیل کند. شکل‌گیری شرکت فناوران ایده‌پرداز صبا با نام تجاری صبا ایده، پاسخی به همین نیاز بود؛ تبدیل تجربه‌ی فردی و پروژه‌ای به منطق سازمانی.

صبا ایده، فراتر از یک شرکت مادر برای چند سرویس دیجیتال، به بستری سازمان‌یافته برای تجمیع تجربه‌های فنی، محتوایی و تجاری تبدیل شد. رشد در این ساختار به‌صورت جزیره‌ای دنبال نشد، بلکه در قالب یک اکوسیستم یکپارچه شکل گرفت؛ از پخش ویدیو در آپارات تا خدماتی مانند فروش بلیت سینما. این هم‌افزایی میان سرویس‌ها، تنها مزیتی بازاریابی نیست، بلکه به کاهش هزینه‌ی جذب کاربر، درک دقیق‌تر سلیقه‌ی مخاطب و تحلیل رفتاری جامع کاربران در سراسر زنجیره‌ی مصرف می‌انجامد. در چنین اکوسیستمی، تصمیم‌گیری نه بر پایه‌ی فرضیات، بلکه بر اساس داده‌های واقعی و یادگیری مستمر از رفتار کاربران شکل می‌گیرد؛ رویکردی که امکان رشد هدفمند، کنترل‌شده و تکرارپذیر را فراهم می‌کند.

در دل همین ساختار بود که محصولاتی مانند آپارات توانستند از سطح یک سرویس موفق فراتر بروند و بخشی از راهبردی بلندمدت شوند و در ادامه‌ی همین مسیر حساب‌شده، ایده‌ی فیلیمو شکل گرفت؛ نه به‌عنوان پروژه‌ای مستقل، بلکه به‌مثابه گام بعدی در یک مسیر آزموده‌شده و مبتنی بر تجربه.

گراف شبکه‌ی ارتباطی هلدینگ صبا ایده در رسمیو

گراف هلدینگ صبا ایده

تولد فیلیمو؛ گامی جسورانه در شرایط عدم‌قطعیت

راه‌اندازی فیلیمو در سال ۱۳۹۳ تصمیمی محافظه‌کارانه و کم‌هزینه نبود. در آن مقطع، بازار هنوز با ایده‌ی پرداخت اشتراک برای تماشای محتوا کنار نیامده بود، کیفیت و سرعت اینترنت ثبات لازم را نداشت و مسئله‌ی حقوق مالکیت محتوا، به‌ویژه در فضای آنلاین، با ابهام‌ها و چالش‌های جدی روبه‌رو بود. ورود به چنین فضایی، بیش از آن‌که به یک ایده‌ی تازه متکی باشد، به توان اجرایی آزموده و سازمانی نیاز داشت که ریسک را به‌درستی بشناسد و بتواند آن را مدیریت کند.

در این نقطه، مزیت فیلیمو نتیجه‌ی تکیه بر تجربه‌ای انباشته و آزموده‌شده بود. قرار گرفتن فیلیمو در دل صبا ایده این امکان را فراهم کرد که دانش فنی و عملیاتی آپارات به‌طور مستقیم به آن منتقل شود؛ دانشی که از مدیریت زیرساخت پخش و مقیاس‌پذیری آغاز می‌شد و تا درک دقیق الگوهای تماشای کاربران ادامه می‌یافت. هم‌زمان، پیشبرد مرحله‌به‌مرحله‌ی مذاکرات برای اخذ حقوق پخش آثار و طراحی  یک تجربه‌ی کاربری‌ بهینه که به‌جای نادیده‌گرفتن محدودیت‌ها با واقعیت‌های موجود سازگار می‌شد، به هسته‌ی اصلی تصمیم‌سازی در فیلیمو تبدیل شد.

فیلیمو از همان ابتدا توجه خود را بر سه محور اصلی متمرکز کرد؛ پخش با کیفیت و پایدار، تنوع حساب‌شده‌ی آثار نمایشی و دسترسی ساده برای مخاطب. این انتخاب‌ها شاید در کوتاه‌مدت پرهزینه به نظر می‌رسیدند، اما در چارچوب صبا ایده، به‌عنوان سازمانی که بر تجربه و یادگیری نهادی تکیه داشت، به سرمایه‌گذاری‌هایی بلندمدت انجامید. پیوند میان این تجربه‌ی پیشین و ساختار سازمانی منسجم بود که به‌تدریج وفاداری مخاطب را شکل داد و فیلیمو را از یک سرویس تازه‌وارد، به بازیگری پایدار در بازار نمایش ایران بدل کرد.

پفک نمکی اشی مشی
داستان برند اشی‌مشی؛ از نوستالژی تا بازگشت دوباره

در تاریخ برندهای ایرانی، نام‌هایی وجود دارند که شنیدن اسمشان تنها یک محصول خاص را به ذهن متبادر نمی‌کند، بلکه بخشی از یک دوره‌‌ی زندگی را به خاطر می‌آورند. «اشی‌مشی» بی‌تردید یکی از همین نام‌ها است. برای بسیاری از ما، این واژه فراتر از یک برند یا محصول، نشانی از لحظه‌هایی ساده و زنده از زندگی روزمره است؛ قفسه‌‌ی سوپرمارکت‌های محلی، زنگ‌های تفریح مدرسه، جشن‌ها و مسافرت‌های خانوادگی و طعم‌هایی که هنوز بر سر زبان‌ها مانده‌اند. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شمسی، اشی‌مشی بخشی از موج تازه‌ای بود که ذائقه و تجربه‌ی مصرف تنقلات را در ایران تغییر داد. محصولاتی...

مدل کسب‌وکار فیلیمو؛ اشتراک بر پایه‌ی اعتماد

فیلیمو مسیر درآمدزایی خود را بر پایه‌ی مدل اشتراکی بنا نهاد؛ مدلی که در آن، کاربر پیش از دریافت کامل ارزش، هزینه پرداخت می‌کند و تداوم این پرداخت تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که اطمینان داشته باشد در ازای آن، ارزشی مستمر، معتبر و مبتنی بر کیفیت پایدار دریافت می‌کند. فیلیمو این اعتماد را نه از مسیر وعده‌های پرزرق‌وبرق، بلکه از خلال تصمیم‌ها و اقداماتی مشخص و قابل لمس بنا کرد: فراهم‌سازی آرشیوی گسترده و متنوع از آثار نمایشی، به‌روزرسانی منظم و پرهیز آگاهانه از بزرگ‌نمایی تبلیغاتی در معرفی خدمات.

گرچه همه‌گیری کرونا بی‌تردید به افزایش تقاضا برای تماشای آنلاین دامن زد، اما نقش آن بیشتر یک شتاب‌دهنده‌ی بیرونی بود تا عامل اصلی موفقیت. آنچه این موج ناگهانی مصرف را به رفتاری پایدار تبدیل کرد، پایداری سرویس و توان پاسخ‌گویی آن در مقیاس گسترده بود؛ جایی که زیرساخت دیگر یک مزیت پنهان محسوب نمی‌شد، بلکه به ستون فقرات مدل کسب‌وکار فیلیمو بدل شد و نقش تعیین‌کننده‌ی خود را نشان داد.

ورود فیلیمو به فرایند تولید؛ گام راهبردی به سوی مالکیت اثر

فیلیمو از سال ۱۳۹۷، به‌تدریج از جایگاه یک توزیع‌کننده‌ی صرف فاصله گرفت و وارد عرصه‌ی تولید آثار اختصاصی شد؛ حرکتی راهبردی که با هدف در اختیار گرفتن بخش‌های کلیدی زنجیره‌ی ارزش، از پخش تا تولید، انجام شد. این تصمیم، با وجود ریسک‌های مالی و اعتباری قابل‌توجه، بر منطقی روشن استوار بود؛ پلتفرمی که به پایداری بلندمدت می‌اندیشد، ناگزیر باید در خلق آثار نیز نقشی فعال و تعیین‌کننده داشته باشد.

سرمایه‌گذاری بر تولید سریال‌های اختصاصی و همکاری با فیلم‌سازان شناخته‌شده، پیامی صریح به بازار مخابره کرد: فیلیمو تنها میزبان آثار نیست، بلکه خود را شریک خلاق در فرایند تولید می‌داند. این رویکرد، فراتر از افزایش حجم آثار، به نقطه‌ی عطفی در مسیر تمایز فیلیمو انجامید. فیلیمو رفته‌رفته جایگاه خود را به‌عنوان بستری برای انتشار آثار منتخب تثبیت کرد و در بازار VOD ایران به هویتی مستقل رسید؛ هویتی که تمایزش بیش از هر چیز به مالکیت آثار و کیفیت تجربه‌ی تماشا وابسته است.

از چشم‌انداز لنزی شکسته: روایت تکامل دیجی‌کالا در زیست‌بوم دیجیتال ایران
از چشم‌انداز لنزی شکسته: روایت تکامل دیجی‌کالا در زیست‌بوم دیجیتال ایران

تصور کنید در ابتدای دهه‌ی ۱۳۸۰ در تهران به‌دنبال خرید یک دوربین دیجیتال هستید. اطلاعات چندانی در وب فارسی پیدا نمی‌کنید و فروشگاه‌های فیزیکی نیز تضمینی برای اصالت کالا نمی‌دهند. چنین وضعیتی زمانی واقعیت داشت، تا اینکه تجربه‌ی تلخ دو برادر جوان در خرید یک دوربین عکاسی، جرقه‌ی تحولی بزرگ را در تجارت الکترونیکی ایران رقم زد. داستان شکل‌گیری دیجی‌کالا که امروز بزرگ‌ترین فروشگاه آنلاین ایران است، از یک اتفاق ساده آغاز شد. این برند طی سال‌ها با نوآوری، تلاش و پشتکار بنیان‌گذاران خود توانست فرهنگ خرید اینترنتی را در ایران متحول کند و به مرجعی مورد اعتماد برای میلیون‌ها...

شرکت فیلیمو-رسمیو

راهبرد رشد فیلیمو در محیطی محدود و متغیر

فیلیمو در بازاری فعالیت می‌کند که قواعد آن پیوسته در حال تغییر است؛ فضایی که در آن، تنظیم‌گری، چالش‌های حقوق مالکیت فکری و نوسان‌های سیاست‌گذاری می‌توانند در هر مقطع مسیر رشد را دستخوش تغییر کنند. در چنین بستری، استراتژی نمی‌تواند بر حذف کامل ریسک بنا شود، چراکه چنین هدفی اساساً دست‌نیافتنی است. به‌جای آن، رویکرد فیلیمو بر شناخت دقیق ریسک‌ها و مدیریت هوشمندانه‌ی آن‌ها استوار شده است.

پاسخ فیلیمو به این فضای پرچالش، تنوع‌بخشی به سبد آثار، پیش‌روی مرحله‌ای در سرمایه‌گذاری‌ها و حفظ گفت‌وگویی مستمر با ذی‌نفعان اصلی بوده است. این رویکرد اگرچه آینده را به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نمی‌کند، اما ریسک‌های ناگهانی را به متغیرهایی قابل مدیریت تبدیل می‌کند؛ متغیرهایی که می‌توان آن‌ها را شناسایی، تحلیل و در تصمیم‌های بعدی لحاظ کرد؛ بی‌ آن‌که انسجام مسیر برند دچار اختلال شود.

ری‌برندینگ فیلیمو؛ بازتعریف نسبت برند با داستان

ری‌برندینگ اخیر فیلیمو که در آستانه‌ی شب یلدای ۱۴۰۴ معرفی شد، صرفاً به تغییر ظاهر بصری یا لحن تبلیغاتی محدود نماند. این بازطراحی هویتی، بیش از هر چیز به بازتعریف نسبت برند با «داستان» پرداخت؛ مفهومی که از آغاز در تجربه‌ی تماشای فیلیمو حضور داشت، اما این‌بار به‌صورت آگاهانه و شفاف در مرکز هویت برند قرار گرفت. شعار «ما دنبال داستانیم.» در این چارچوب، نه یک پیام تبلیغاتی مقطعی، بلکه عصاره‌ی مسیری تدریجی است که فیلیمو طی سال‌ها، با رصد دقیق رفتار مخاطب ایرانی و هم‌گامی با الگوی تماشای او، به آن رسیده است.

هسته‌ی اصلی این تحول، کمپینی محیطی بود که به‌صورت دو مرحله‌ای طراحی شد. در مرحله‌ی نخست، بیلبوردهایی مینیمال و بی‌امضا با جملاتی ناتمام، تعلیق‌آفرین و روایی در نقاط مختلف شهر ظاهر شدند؛ مانند «ما دنبال قاتل بروس‌لی هستیم». این پیام‌ها، عمداً بدون اشاره‌ی مستقیم به برند منتشر شدند تا مخاطب را از منطق مصرف سریع تبلیغاتی بیرون بکشند و وارد وضعیت تعلیق، پرسش و تفسیر کنند. در این مرحله، برند عمداً به پس‌زمینه رفت تا «داستان» در مرکز توجه قرار گیرد.

در مرحله‌ی دوم فیلیمو پرده را کنار زد و هم‌زمان با رونمایی از هویت تازه‌ی خود، شعار «ما دنبال داستانیم» را به‌عنوان تگ‌لاین رسمی برند معرفی کرد؛ شعاری که نه‌تنها پاسخ معماهای مرحله‌ی نخست بود، بلکه منطق پنهان آن‌ها را نیز روشن می‌ساخت. آنچه در ظاهر مجموعه‌ای از جملات پراکنده به نظر می‌رسید، در این نقطه به روایتی منسجم بدل شد؛ روایتی که نشان می‌داد فیلیمو از ابتدا مخاطب را نه صرفاً به «تماشا»، بلکه به «دنبال‌کردن داستان» دعوت کرده است.

انتخاب شب یلدا برای این رونمایی نیز تصادفی نبود. یلدا در فرهنگ ایرانی، شب قصه و روایت و امتداد حافظه‌ی جمعی است؛ شبی که داستان‌گویی از یک سرگرمی ساده فراتر می‌رود و به آیینی فرهنگی بدل می‌شود. فیلیمو با برجسته‌کردن آگاهانه‌ی این پیوند، «داستان» را از سطح آثار نمایشی به سطح معنا ارتقا داد و آن را به نقطه‌ی اتصال برند با زیست فرهنگی مخاطب تبدیل کرد.

در لایه‌ای عمیق‌تر، ری‌برندینگ یلدای ۱۴۰۴ نشانه‌ی گذار فیلیمو از هویت یک پلتفرم صرفِ پخش آثار نمایشی به جایگاه یک کنشگر فرهنگی است؛ کنشگری که داستان را نه فقط به‌مثابه محصول، بلکه به‌عنوان زبان مشترک میان خود و مخاطب درک می‌کند. در این برداشت، داستان به ژانر یا مدیوم خاصی محدود نمی‌شود، بلکه تجربه‌ای انسانی است که امکان هم‌ذات‌پنداری، انتخاب و معناپردازی را فراهم می‌آورد. با چنین بازتعریفی، فیلیمو جایگاه خود را از «محلی برای تماشا» به «فضایی برای زیستن روایت‌ها» ارتقا می‌دهد.

در نهایت، این بازطراحی هویت نشان می‌دهد فیلیمو به مرحله‌ای رسیده است که دیگر نیازی به توضیح مداوم «چیستی» خود ندارد. برند اکنون، با اطمینان از جایگاهش، مخاطب را به مسیری دعوت می‌کند که در آن تماشا صرفاً نقطه‌ی آغاز است و داستان، پیونددهنده‌ی تجربه‌ی فردی با فرهنگ جمعی. 

ری‌برندینگ فیلیمو

مسیر فیلیمو؛ تمرکز بر رابطه‌ی پایدار با مخاطب 

مسیر فیلیمو را نمی‌توان صرفاً روایت رشد یک پلتفرم دیجیتال دانست؛ این مسیر، بازتاب شکل‌گیری نگاهی نو به مفهوم «تماشا» در ایران است. نگاهی که از تجربه‌های اولیه آغاز شد، با ساخت زیرساخت‌های پایدار ادامه یافت و به‌تدریج به درکی عمیق از رفتار مخاطب ایرانی رسید.

آنچه این مسیر را منسجم نگاه داشت، پرهیز از شتاب‌زدگی در توسعه و تکیه بر یادگیری مستمر و تطبیق با تغییرات رفتاری مخاطبان بود. جایگاه کنونی فیلیمو را می‌توان حاصل مجموعه‌ای از تصمیم‌های سنجیده دانست؛ تصمیم‌هایی که از تمرکز بر کیفیت پایدار پخش آغاز شد، با تنوع هدفمند آثار نمایشی و مدل اشتراکی مبتنی بر اعتماد ادامه یافت و در نهایت، با ورود آگاهانه به عرصه‌ی تولید تکمیل شد.

این تجربه نشان می‌دهد که پایداری در صنایع فرهنگی، نتیجه‌ی تصمیم‌هایی بلندمدت است؛ تصمیم‌هایی که به‌جای واکنش به هیجان‌های زودگذر، بر ساخت رابطه‌ای پایدار با مخاطب تمرکز دارند.

سوالات متداول

فیلیمو یک سامانه نمایش درخواستی (VOD) است که با ارائه فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی و خارجی، امکان تماشای آنلاین محتوا را برای کاربران فراهم می‌کند.
فیلیمو توسط برادران شکوری مقدم (محمدجواد و محمدمهدی) راه‌اندازی شده که از فعالان مطرح در حوزه فضای مجازی ایران هستند.
کیفیت بالای محتوا، تولید سریال‌های اختصاصی، تجربه کاربری مناسب و جذب بیش از ۵۰٪ کاربران VOD ایران، از جمله دلایل برتری فیلیمو است.
درآمدزایی فیلیمو عمدتاً از طریق اشتراک ماهانه کاربران انجام می‌شود.
برخی از سریال‌های اختصاصی تولیدشده توسط فیلیمو عبارتند از: نهنگ آبی، ملکه گدایان، زخم کاری، جیران و می‌خواهم زنده بمانم.
[automatic_generate_schema_article]
مطالب مرتبط
استخدام در استراتاپ‌ها یا شرکت‌های با سابقه - رسمیو

مزایا و چالش‌های استخدام در استارتاپ‌ها و شرکت‌های باسابقه

همکاری تجاری با استارتاپ‌ها مناسب‌تر است یا شرکت‌های باسابقه؟

همکاری تجاری با استارتاپ‌ها مناسب‌تر است یا شرکت‌های باسابقه؟

نشانه‌های یک شرکت در حال رشد

نشانه‌های یک شرکت در حال رشد

اطلاعات عمومی شرکت‌ها در ایران

اطلاعات عمومی شرکت‌ها در ایران

شرکت مناسب برای سرمایه‌گذاری

انتخاب شرکت مناسب برای سرمایه‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *